امیرمحمدمامیرمحمدم، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 22 روز سن داره

امیر محمد شاهزاده کوچولو

من مادرم

من مادرم گاهی اوقات فکر میکنم فقط منم که اینقدر فرزندم را دوست دارم و فکر میکنم هیچ کسی آنقدر که من عاشق فرزندمم، او عاشق فرزندش نیست اما وقتی بی تابی یه مادر رو با حتی تب کردن بچه اش میبینم، میفهمم اووووووووووووو هم عاشق است   من مادرم وقتی شیرین زبونی فرزندم من را از خود بی خود میکند و آن لحظه انگار تموم دنیا رو بهم دادن و حتی هیچ کسی نمیتواند دل مرا اینگونه بلرزاند میفهمم مادر بودن یعنی چه من مادرم اما وقتی شب تا صبح فرزندم مریض است بیدار میمانم و دعا میکنم و اشک میریزم...از هیچ کسی انتظاری ندارم و می خواهم خودم باشم و فرزندم و خدا که ازو محافظت کند   ...
23 تير 1393

عاشقانه های مادرانه

دردانه ام سلام، سلامی به بلندای آسمان و به وسعت زمین پروردگار زمین و آسمان. می نگارم لحظه ای که در آن لحظه تو در خوابی و من برای عزیز جانم می نگارم. وجودم سرشار از وجود نازت هست، وجودی که خدا در کالبد آن روح دمید و من مسکن آن روح شدم. لبخندی به توبخشید که با آن لبخند، لبهایمان خندان شد و گریان شد چشمانمان با گریه ی تو بر چشم. اشک شوق حلقه زد بر دو دیده ی من با شوق تو  بر با من بودن. ابری شد و بارید دو چشمم، آن لحظه که در آن آمد دنیا فرزند. ...
18 خرداد 1393

پدرم

پدرم راه تمام زندگیست، پدرم دلخوشی همیشگیست ...                         بابا پول میخوام بابا موبایل میخوام بابا لب تاپ میخوام بابا میخوام برم مسافرت پول بده بابا لباس ندارم بابا برای دانشگاه پول لازم دارم   بابا بابا بابا چرا یک مرتبه هم گفته نمیشه   بابا همین که پیشم هستی برام کافیه...   بودن در کناره تو برای من یک دنیاست!   گاهی دلت میخواهد به بعضی ها بگویی ...
4 خرداد 1393

روز شکفتن کفشدوزک کوچولومون

بالاخره بعد از دو ماه از تولدت تونستم تو این ماه زیبای رمضان که معمولا تا سحر بیدارم عکسهای  تولدت  رو آماده کنم و تو وبلاگت بذارم . ثانیه ها , دقیقه ها , ساعتها و روزها به سرعت باد گذشتن و امروز پسرم یه ساله شد! پسرکم... عزیزکم... دلبندم..... تو این یک سالی که گذشت با هر بیقراریت بیقرار شدم و با هر لبخندت , خنده شادی در دلم سر دادم... تو سعی می کنی با قدمهای لرزانت ایستادن را تجربه کنی و من با هر تلاشت , موجی از شادی و  عشق وصف ناپذیری را تجربه می کنم و امید به زندگی را  بیش از پیش در سر می پرورانم. "ماما" گفتن تو ,...
4 خرداد 1393

کودکم

لحظه های هستی من از تو پر شده ست در تمام روز در تمام شب در تمام هفته …در تمام ماه در تمام سالی که گذشت… نازنین من شب را در می نوردم و ز تاریکی گریزی ندارم می دانم روشنایی در راه است و فانوس عالم گونت روشنی مهتاب به تن دارد مهربان من در شکفتن جشن نوروز بر ایت در همه ی سال سر سبزی جاودان و شادی ، اندیشه ای پویا و آزادی و برخورداری از همه نعمتهای خدادادی آرزومندم  کودکم   پیام نوروز این است. دوست داشته باشید و زندگی کنید. زمان همیشه از آن  شما نیست   پس دوستت دارم بهترینم نورو...
20 ارديبهشت 1393

غیرمنتظره ها

درست همون لحظه ای که خوابیدی و من فکر می کنم دیگه وقتشه بزارمت توی تختت، چشمات باز می شه و انگار ساعت ها بوده که خواب بودی و دیگه قصد لحظه ای پلک روی هم گذاشتن رو نداری... درست همون لحظه ای که باید بیدار باشی، خواب عمیق میاد سراغت... درست همون لحظه ای که پوشکت رو عوض کردم و با خیال راحت داریم با هم بازی می کنیم، یه اتفاق تازه اون تو می  افته... درست همون لحظه ای که فکر می کنم چقدر همه چیز آرومه، صدای گریه هات تا خود ابرا بالا می ره... درست همون لحظه ای که فکر می کنم زمام بچه داری تو دستم افتاده، همه چیز کن ف یکون می شه... درست همون لحظه ای که  باید، یه نباید اتفاق...
8 ارديبهشت 1393

380 روزگیت مبارک

این عقربه های ساعت هستند که لحظه ای از حرکت نمی ایستند, زمان متوقف نمی شود و من شاهدم ، شاهد رشد کردن موجودی  ازهمان لحظه خلقت !    کودکم تمام هستی زندگی من 380 روزه  است که دیگر من صدای عقربه های ساعت را نمی شنوم و گذر زمان را نمی فهمم ، تنها صدایی که می شنوم صدای قلبم است  صدای فوران عشق  !   تو عشق مادر شدن را در وجود من متولد کردی و تولد عشق چیزی نیست که در کلمات بگنجد ! یکسال است که بی وقفه روح و قلبم برای تو می تپد و دیگر من ! نیستم . کودکم ، پسرکم ،دلبندم بدان که من بدون تو دیگر وجود ندارم ! زندگی من ، هستی م...
8 ارديبهشت 1393

تقدیم به مادرمممممممممممممممم

این پست تقدیم میشه به مادر خودم که سرشار از همه مهربانی های  دنیاست...   مادری که هیچ قلمی حتی نمی تواند او را بسراید   قدر اشکهاي مادرانه ات را بدان   قدر تمام سنگلاخهاي اين راه پر اضطراب را   سنگهايي که بزرگت ميکنند عظيمت ميکنند آنقدر که حليم شوي رحيم شوي   بروي نزديک خدا و بهشت کوچک شود برايت بيفتد زير پايت زير پاي تويي که از اشک به قرب رسيده اي خوش به حالت مادر ! بوي خدا ميدهي...   پاره‌ی تنم، حضور توست که "روز مادر" می‌برد در اوج آســـــــــــــــــــــمانم... نگاهت، لبخندت، عطر...
31 فروردين 1393

خدارو شکر که مادرممممممممم

  مادر یعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو، صبوری! مادر یعنی به تعداد همه روزهای آینده تو ،دلواپسی!  مادر یعنی به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه تو، بیداری !  مادر یعنی بهانه  بوسیدن خستگی دستهایی که عمری به پای  بالیدن تو چروک شد  مادر یعنی بهانه در آغوش کشیدن  او که نوازشگر همه سالهای  دلتنگی تو بود  مادر یعنی باز هم بهانه مادر گرفتن.... عزیزم از روزی که توبدنیا اومدی این دومین سال  مادریه که تو رو دارم.  و این حس رو یا هیچ حسی توی دنیا نمی تونم عوض کنم. پسرم! گل انارم ! بدان که تو با ارز...
31 فروردين 1393